لسان الملك سپهر

1245

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

حديث كنند كه خداوند زمين را افراشته كرد و ميدان جنگ مؤته را در برابر چشم پيغمبر بداشت و رسول خداى غازيان را نگران شد . پس فرمود : اخذ الرّاية زيد فاصيب ثمّ اخذها جعفر فاصيب ثمّ اخذها ابن رواحة فاصيب اين سخن مىگفت و آب از چشم مبارك مىريخت . آنگاه فرمود شمشيرى از شمشيرهاى خدا يعنى خالد علم بگرفت و نصرت يافت يا اينكه فرمود : خدايا خالد شمشيرى از شمشيرهاى توست ، او را در اين روز نصرت بخش و از آن روز خالد « سيف اللّه » لقب يافت . و از تلخيص المغازى چنان مستفاد شود كه چون در مؤته ميان فريقين زمين محاربت تنگ افتاد « 1 » ، رسول خداى در مسجد مدينه جاى داشت و حربگاه در برابر او بود ، پس فرمود : زيد بن حارثه علم برداشت و شيطان زندگانى دنيا را در چشم او بياراست و خواست شهادت را بر او مكروه دارد . زيد گفت : وقتى است كه ايمان در قلب مؤمن استوار شود و به مقاتلت پرداخت ، تا جان بباخت و او را دعاى خير گفت و فرمان كرد تا اصحاب از بهر او استغفار كردند و فرمود : اينك در بساتين بهشت مىرود . آنگاه گفت : جعفر علم بگرفت و شيطان آرزوهاى دنيوى بر او عرض مىداد ، بدان ننگريست و رزم داد تا شهيد شد . نيز او را دعاى خير گفت و حكم داد تا از بهر او طلب آمرزش كردند و فرمود : به جاى دو دست او كه در حربگاه قطع شد ، خداوند در بهشتش دو بال از ياقوت سرخ عنايت كرد تا در فضاى جنّت طيران كند . جماعتى را عقيدت به صورت اين سخن است و گروهى گويند : اين دو بال كنايت از صفت ملكى و قوت ملكوتى است « 2 » . عبد اللّه بن عمر بن الخطّاب گويد : وقتى رسول خداى پسر جعفر را تحيّت مىگفت ، فرمود : السّلام عليك يا بن ذى الجناحين و گويند : او را به خواب ديدند كه با مرغان بهشتى پرواز مىكند . از اين روى طيار لقب يافت . هم به روايت عامه از

--> ( 1 ) . دو لشكر به جان يكديگر افتادند . ( 2 ) . صورت سخن اين است كه : جعفر را هم مانند مرغى در محل دو دست دو بال روئيده شود و چون مرغى بال بزند و پرواز كند ؛ ولى گروه ديگر مىگويند مقصود از بال مانند بال مرغ نيست ، بلكه مقصود نيرو و قوه‌اى است كه خداوند به جعفر عطا مىفرمايد كه مقام و درجه‌اش بالا مىرود .